ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

475

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

غزو صلاح الدين در سواحل شام و صلح او با صاحب انطاكيه چون صلاح الدين از فتح قدس بازگرديد و صور و صفد و كوكب را محاصره كرد به دمشق بازگشت و به قصد غز و بلاد سواحل شام و اعمال انطاكيه لشكر بياراست و در ماه ربيع الاول سال 584 از دمشق در حركت آمد و بر حمص فرود آمد . سپاهيان جزيره و ملوك اطراف را فراخواند . همه بر او گرد آمدند . صلاح الدين عازم حصن اكراد شد و در آنجا لشكرگاه زد و با معدودى از ياران خود به قلاع نواحى انطاكيه رفت و تا طرابلس هر چه بر سر راه بود تاراج كرد و راههاى حمله و گريز بشناخت و با دلى خوش بازگرديد . صلاح الدين در اين سفر غنايم بسيار فراچنگ آورد . صلاح الدين در حوالى حصن اكراد درنگ كرد . در آنجا قاضى جبله منصور بن نبيل نزد او آمد . منصور بن نبيل از روز استيلاى فرنگان بر جبله نزد بوهموند صاحب انطاكيه ماند و بر همهء مسلمانان آن حدود حكمش نافذ بود . كارهاى بوهموند را نيز مىگردانيد . اكنون كه باد پيروزى بر علم صلاح الدين مىورزيد وصيت شوكتش همه جا را گرفته بود نزد او آمده بود تا شرح غم خويش بازگويد و مواضع آسيب‌پذير جبله و لاذقيه را به او نشان دهد و او را به تسخير آن دو شهر برانگيزد . صلاح الدين در روز اول جمادى الاول حركت كرد و در انطرطوس [ ( 1 ) ] فرود آمد . فرنگان انطرطوس به برجهاى استوار پناه برده بودند و شهر خالى افتاده بود . سپاهيان صلاح الدين به شهر درآمدند و آن را ويران و هر چه بود تاراج كردند . يكى از اين برجها از آن داويه بود و سردارشان كه صلاح الدين او را اسير كرده و در فتح بيت المقدس آزاد كرده بود در آنجا بود . ساكنان برج ديگر نيز از او امان خواستند و از آنجا فرود آمده تسليم شدند . صلاح الدين برج را ويران كرد و سنگهاى آن را در دريا افگند . برج داويه در برابر او مقاومت ورزيد . پس صلاح الدين به مرقب رفت . اين مكان در دست اسبتاريه بود و به سبب بلندى و استوارى ، كس را خيال تسخير آن بر سر نيفتاده بود . راه در كوهستان بود . مرقب در جانب راست راه جبله بود و دريا در جانب چپ آن و راه بسيار باريك بود و مردم يك يك از آن مىتوانستند بگذرند . فتح جبله شصت كشتى از كشتيهاى جنگى فرمانرواى صقليه به يارى فرنگان آمدند و در سواحل

--> [ ( 1 ) ] متن : طرطوس .